تحلیل فلسفی چگونگی دستیابی افراد عادی به مقام عصمت بر اساس مبانی حکمت متعالیه

نویسنده

استادیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده

در جستار حاضر، ضمن پذیرش اختصاص عالی‌ترین درجات عصمت به پیامبران و امامان:، تلاش شده است با رویکرد  فلسفی‌ـ‌کلامی و با بهره‌گیری از برخی مبانی حکمت متعالیه مانند «اصالت وجود»، «تشکیک وجود» و «اتحاد علم و عالم و معلوم» به این مسئله پاسخ داده شود که آیا مقام عصمت، تنها در اختیار پیامبران و امامان: است یا افراد عادی نیز می‌توانند به فراخور ظرفیّت علمی و ایمانی خود، به برخی از درجات عصمت دست یابند؟!  در پایان این نتیجه به دست آمده است که عصمت، فضیلت و کمالی نفسانی است که به پیامبران و امامان: اختصاص ندارد، بلکه هر انسان مومنی به فراخور ظرفیت علمی و  ایمانی خود، امکان دستیابی به برخی از درجات عصمت را دارد. به دیگر سخن، آنچه سبب پدید آمدن عصمت در انسان‌ می‌شود «علم یقینی انسان به سودمندی و زیان‌مندی فعل» است که سبب می‌شود در صورت توجه انسان به سود و زیان فعل، اراده انسان به سوی جلب منافع و دفع مفاسد برانگیخته شود. همچنین از آنجا که «علم» به عنوان یکی از مبادی عصمت، ذومراتب و تشکیکی است، عصمت نیز به عنوان برآیند آن، ذومراتب بوده و مقول به تشکیک خواهد بود. همچنین براساس نظریه «اتحاد علم و عالم و معلوم» این نتیجه به دست می‌آید که با ارتقاء وجودی مدرِک، قوای ادراکی او نیز که با نفس اتحاد دارد، شدت وجودی می‌یابد و در پی آن، ادراک انسان کامل‌تر شده و حقیقت فعل برای او بیشتر آشکار می‌گردد و همین امر سبب می‌شود حالت نفسانی عصمت در انسان پدید آید و شخص به طور قطعی، امور زیان‌مند را ترک نماید و امور سودمند را انجام دهد.

کلیدواژه‌ها