تحلیل نظریۀ «صدور فلسفی» و «ابداع کلامی» پیرامون تفسیر «خلقت» در پرتو قاعدۀ «معطی الشّیء لا یکون فاقداً له»

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشگاه قرآن و حدیث قم

چکیده

یکی از مسائل مهم و چالش­برانگیز در زمینۀ هستی­شناسی و به­ویژه دربارۀ موضوع خداشناسی، تبیین چگونگی صدور کثرات از واحد یا همان «خلقت» و پیدایش موجودات است. در پاسخ به این مسئله بنیادین، عرفا، فلاسفه و متکلمین مسلمان، نظریات و تفاسیر متعدد و متنوعی را به میان آورده­اند که در مواردی کاملاً متفاوت و بلکه متعارض با یکدیگر بوده است. صرف­نظر از نظریۀ عرفا که تحت عنوان «تجلی» یا «ظهور» مطرح شده و البته خارج از بحث ماست، فلاسفه به «نظریۀ صدور» یا «فیض» قائل شده، و متکلمان نیز «نظریۀ ابداع» یا همان «خلق از عدم» را ارائه داده­اند. در این بین، یکی از قواعد عقلی و فلسفی که با دو نظریۀ اخیر ارتباطی وثیق دارد در حدّی که پذیرش یا ردّ آن تأثیر مستقیم در اخذ نظریاتِ مربوط به خلقت بر جای می­گذارد، قاعدۀ «معطی الشّیء لا یکون فاقداً له» می­باشد. ازهمین‌رو، مسئله نوشتار حاضر عبارت است از بررسی صحّت یا نادرستی قاعدۀ فوق و همچنین تبیین ربط آن با دو نظریۀ «صدور» و «ابداع» در تفسیر خلقت. در این تحقیق، ابتدا قاعدۀ «معطی الشیء...» به مثابۀ مبنای عقلی نظریۀ صدور در نظر گرفته شده، و در گام بعدی برای اثبات آن سه دلیل اقامه گشته است. در ادامه، نظرات مخالفین قاعدۀ مزبور، طرح و سپس یک­به­یک نقد و ردّ شده­ و نهایتاً با تکیه بر درستی و اتقان این قاعده، «نظریۀ فیض فلسفی» اثبات، و «نظریۀ ابداع کلامی» مورد مناقشه و ابطال واقع گردیده است. 

کلیدواژه‌ها