<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهشنامه کلام</title>
    <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/</link>
    <description>پژوهشنامه کلام</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ارزیابی نظریۀ نصر حامد ابوزید در تأثیر فرهنگ زمانه بر فهم و تأویل قرآن</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_10968.html</link>
      <description>ابوزید از جمله نواندیشان معاصر عرب است که در پاسخ‌گویی به چالش‌های امروز جهان اسلام اهتمام فراوانی داشت. اما محور پاسخ‌گویی وی، روش‌های نوین غربی در فهم و تأویل قرآن بود. بر این اساس، نوشتار حاضر بر آن شد تا نظریۀ وی دربارۀ تأثیر فرهنگ زمانه در فهم و تأویل قرآن را بررسی و نقد نماید. روش مقاله، از نوع تحلیل محتوا و شیوۀ آن انتقادی است. طبق بررسی انجام شده، مبانی نظریه عبارت‌اند از: لزوم تفکیک بین دین و تفکر دینی، بافت فرهنگی-جغرافیایی معانی قرآن؛ تجربۀ نبوی از وحی و قرآن بیانگر معنای زندگی نه کتاب قانون. همچنین مؤلفه‌های نظریه عبارت‌اند از: قرآن به‌مثابۀ گفتار زنده نه متن صامت؛ لزوم توجه به افق خارج از متن؛ ضرورت تعیین اصل و فرع در خطابات قرآنی؛ متغیر بودن مفاهیم قرآن و لزوم تأویل منفتح و زنده از قرآن. اما مبانی و مؤلفه‌های مطرح شدۀ فوق، به دلایلی همچون فهم نادرست از دین و تفکر دینی، ابتنای فهم و تأویل قرآن بر قصد خداوند متعال؛ قرآن وحی الهی؛ ابتنای معنای زندگی بر مبنای زندگی، متن و گفتار بودن توأمان قرآن، اشتباه در تعیین اصل و فرع احکام؛ عدم نسبیت احکام قرآن و عدم ارائۀ مناط حکم مخدوش است. در نهایت باید گفت ابوزید فهم و تأویل قرآن را مبتنی بر فرهنگ زمانه می‌داند، درحالی‌که دیدگاه وی بر اساس نصوص قرآنی، روایی و تاریخی، و نیز دلایل عقلی درست نیست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین فلسفی امکان تعالی عشق از منظر حکمت صدرایی</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_10636.html</link>
      <description>یکی از مهم‌ترین مباحث در فلسفه اخلاق، عرفان و معنویت اسلامی نسبت میان عشق مجازی و عشق حقیقی است که به پرسش از امکان، چگونگی و معیار تعالی عشق از ساحت محسوس به مرتبه معقول و الهی بازمی‌گردد. حکمت صدرایی، با برخورداری از مبانی‌ای چون حرکت جوهری، تشکیک، اتحاد عاقل و معقول، و وحدت شخصی، امکان ارائه تبیینی جامع از امکان تعالی عشق را فراهم می‌سازد؛ مسیری که از عشق مجازی آغاز و در سیر وجودی نفس به عشق الهی و فنا در جمال مطلق منتهی می‌شود. این پژوهش، با روش تحلیل فلسفی‌ـ‌مفهومی، سه الگوی متمایز از امکان تعالی عشق در حکمت صدرایی را استخراج و تحلیل می‌کند: الگوی نخست مبتنی بر حرکت جوهری و سیر اشتدادی نفس، الگوی دوم بر پایه ادراکات مثالی و عقلی، و مدل سوم بر بنیاد وحدت وجود و شهود الهی . در ادامه، این سه الگو در محورهایی چون امکان سازگاری با رویکردهای تجربی از عشق، نقش اراده انسان در تعالی عشق، مرز عشق مجازی و حقیقی، و کارکرد معنوی عشق مقایسه شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که این تبیین‌ها، با وجود تفاوت‌های مفهومی، در بستر حکمت متعالیه قابل جمع‌اند و می‌توان آن‌ها را سطوح مکملی از یک نظام فلسفی‌ـ‌معنوی در باب عشق تلقی کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هوش مصنوعی و خطر تحریف مفاهیم دینی؛ واکاوی ریشه‌های داده‌ای، الگوریتمی و متنی</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_11438.html</link>
      <description>با اینکه بحث دربارۀ خطاهای هوش مصنوعی موضوعی پربسامد در علوم کامپیوتر است، تحلیل پیامدهای آن در تحریف مفاهیم دینی هنوز مورد توجه جدی قرار نگرفته است. این مقاله با هدف رفع این خلأ، یک چارچوب تحلیلی سه‌وجهی برای ریشه‌یابی خطاهای هوش مصنوعی در این حوزه ارائه می‌دهد. بر اساس این چارچوب، این خطاها محصول تعامل سه عامل به‌هم‌پیوسته‌اند: (۱) سوگیری در داده‌ها: به‌حاشیه‌رفتن ساختاری منابع دینی، اسلامی و شیعی در داده‌های آموزشی؛ (۲) سوگیری در الگوریتم‌ها: نقایص فنی و جهت&amp;amp;rlm;گیری&amp;amp;lrm;های ارزشی طراحان مدل‌ها؛ و (۳) پیچیدگی متون دینی: مقاومت زبان استعاری و ساختار چندمنبعی متون در برابر فهم مکانیکی. در امتداد این چارچوب، مقاله با تفکیک کاربردها به سه قلمروِ محتوایی (پرخطر)، شکلی (امن) و دوگانه (مشروط)، رویکرد مواجهه با هر قلمرو را تبیین می‌کند: در کنار ضرورت ارتقای سواد دیجیتال دینی، مواجهه با خطرات قلمرو محتوایی مستلزم اصلاحات ساختاری و فنی در دو لایۀ داده و الگوریتم (مانند توسعه مدل‌های بومی و ابزارهای کنترلی) برای مواجهۀ درست با پیچیدگی‌های متنی است، در حالی که قلمروهای شکلی و دوگانه نیازمند اتخاذ رویکردهای نظارتی نرم‌تر هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انتقادی دیدگاه سلفیه پیرامون حدیث «تاثیر محبت امام علی علیه السلام در زدودن گناهان»</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_11861.html</link>
      <description>حدیث &amp;amp;laquo;حُبُّ عَلِیٍّ یَأْکُلُ السَّیِّئَاتِ کَمَا تَأْکُلُ النَّارُ الْحَطَبَ&amp;amp;raquo; از جمله روایات نبوی است که در منابع متعدد اهل سنت در باب فضائل امیرالمؤمنین علی(ع) باعبارات گوناگون نقل شده است. با این حال، جریان فکری سلفیه معاصر با رویکردی تشکیک‌آمیز، اعتبار سندی و دلالی این حدیث را به چالش کشیده و آن را در زمرۀ احادیث ضعیف یا موضوع طبقه‌بندی کرده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی‑تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع معتبر رجالی و حدیثی فریقین، به نقد و ارزیابی اشکالات سندی و دلالی مطرح‌شده از سوی سلفیه دربارۀ این حدیث می‌پردازد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که ادعای ضعف راویانی چون محمد بن سلمه واسطی و احمد بن شبویه، با اقوال متعدد دیگر از محدثان برجستۀ اهل سنت مانند حاکم نیشابوری و ابن حجر عسقلانی که به وثاقت یا صدوق بودن آنان تصریح کرده‌اند، در تعارض است. همچنین نقل این حدیث در منابع کهن و معتبری چون المستدرک علی الصحیحین، تاریخ دمشق، کنز العمال و ریاض النضره، و تصریح عالمانی چون زینی دحلان به صحت آن، گویای جایگاه مقبول این روایت در میراث حدیثی اهل سنت است. از حیث دلالی نیز، اشکالاتی چون غلوّانگاری، تعارض با اولویت محبت خدا و رسول، و ناسازگاری با مواضع عملی امام علی(ع)، بر اساس تحلیل وجودشناختیِ محبت و تمایز میان &amp;amp;laquo;محبت حقیقی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;محبت ادعایی&amp;amp;raquo; پاسخ داده می‌شود. نتیجه آنکه رویکرد سلفیه در تضعیف این حدیث، بیش از آنکه مبتنی بر ضوابط دقیق حدیث‌شناسی باشد، ریشه در پیش‌فرض‌های کلامی و تقلیل‌گرایی در باب فضائل اهل بیت(ع) دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روش‌شناسی اثبات صحت احادیث امامت با رویکرد تطبیقی</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_11300.html</link>
      <description>امامت، به‌مثابۀ رکن محوری منظومۀ اعتقادی امامیه، به‌گونه‌ای است که هر استدلال قرآنی یا روایی دربارۀ آن ناگزیر بر پیش‌فرض صحت نصوص روایی استوار می‌شود. ازاین‌رو، پرسش اصلی مقاله آن است که آیا می‌توان بر پایۀ مبانی پذیرفته‌شده در علوم حدیث اهل‌سنت، روش‌شناسی منسجمی برای اثبات صحت احادیث امامت ائمۀ اهل‌بیت&amp;amp;nbsp;(ع) صورت‌بندی کرد یا نه. در همین چارچوب، هدف پژوهش، تنظیم مجموعه‌ای از معیارهای درون‌مذهبی اهل‌سنت بر پایۀ منابع حدیثی و رجالی آنان است که پشتوانه‌ای روشمند برای استدلال‌های کلامی امامیه در باب امامت فراهم آورد. این تحقیق با رویکرد تطبیقی و روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و با بازخوانی منابع حدیثی و رجالی اهل‌سنت، هشت راهکار برای اثبات صحت احادیث امامت را استخراج و مقایسه می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد این راهکارها در پنج دستۀ روش‌شناختی قابل گردآوری است: ۱. صحت مبنایی (ذاتی و غیری) بر اساس تعریف حدیث صحیح و حسن، شروط پنج‌گانه و قاعدۀ تقویت به تعدد طرق؛ ۲. صحت اقراری در سه سطح تصریح به صحت، درج در کتب صحیح‌نگاری و نقل با صیغۀ جزم؛ ۳. صحت احتجاجی از طریق به‌کارگیری حدیث در مقام استدلال؛&amp;amp;nbsp;۴. صحت توصیفی بر پایۀ استفادۀ توصیفی عالمان از اوصاف روایی؛ و ۵. صحت همسانی، یعنی سرایت حکم صحت به روایات هم‌سند. بر اساس این پنج دسته روش، می‌توان بر مبنای اصول پذیرفته‌شدۀ خود اهل‌سنت، برای بخش قابل‌توجهی از احادیث امامت حکم به صحت کرد و بدین‌سان، بنیان استدلال‌های کلامی در باب امامت را به‌صورت روشمند استحکام بخشید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>«تحلیل و نقد مبانی استخلاف از دیدگاه اشاعره با تأکید بر ناسازگاری‌های درونی»</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_11888.html</link>
      <description>مسئله شیوه‌های تعیین امام همواره از مباحث چالش‌برانگیز میان اندیشمندان اشعری بوده است. در این میان، استخلاف به عنوان یکی از مهمترین راه‌های مشروعیت‌بخشی به حکومت و تعیین خلیفه از سوی اشاعره مطرح شده است. به باور ایشان، استخلاف خلیفه دوم توسط خلیفه اول، دلیلی بر اثبات و انعقاد امامت وی محسوب می‌شود و این روش، در مقایسه با دیگر شیوه‌های تعیین امام، به عنوان طریقی مستقل شناخته شده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکردی نوآورانه در دو جهت از نقدهای پیشین متمایز می‌شود: نخست، کشف &amp;amp;laquo;دور روش‌شناختی&amp;amp;raquo; در استدلال اشاعره (اتکای استخلاف به اجماع و سیره خلفا در حالی که خود این دو نیازمند اثبات مقدمی امامت‌اند)؛ و دوم، ارائه &amp;amp;laquo;نقد درونیِ رفتاری&amp;amp;raquo; بر اساس تضاد سیره عملی خلیفه دوم با سنت نبوی. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که: اولاً، ادعای اجماع در مشروعیت‌بخشی به استخلاف نه تنها تحقق نیافته، بلکه با مبانی خود اشاعره نیز ناسازگار است؛ ثانیاً، روایات مورد استناد اشاعره افزون بر ضعف سندی، از جهت دلالت نیز فاقد توانایی اثبات استخلاف به عنوان روشی مستقل می‌باشند؛و ثالثاً، فردی که خود در مواضع متعدد (مانند صلح حدیبیه، منع تدوین حدیث، و اعتراض به نماز بر زن تائبه) سیره نبوی</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأملی کلامی بر معنای رشد و شکوفایی زنان</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_11578.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکردی کلامی&amp;amp;ndash;الهیاتی به بازخوانی مفهوم &amp;amp;laquo;رشد و شکوفایی زنان&amp;amp;raquo; در چارچوب انسان‌شناسی اسلامی می‌پردازد و در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه می‌توان تعریفی جامع و الهیاتی از رشد زنانه ارائه داد که فراتر از رویکردهای آماری و مدیریتی رایج در اسناد کلان باشد. مسئلۀ اصلی آن است که در اسناد راهبردی از جمله برنامۀ هفتم پیشرفت، مفهوم رشد و شکوفایی زنان غالباً بدون پشتوانۀ نظری روشن و با غلبۀ نگاه آماری مطرح شده است. این در حالی است که در کلام اسلامی، بحث رشد زنانه با صفات الهی همچون عدل و حکمت و با مسئلۀ غایت خلقت پیوند دارد و بدین‌سان، شکوفایی استعدادهای زنانه تجلی عدالت و حکمت الهی در ساحت انسانی است. در این مقاله، نخست مفهوم رشد در قرآن و تحلیل فلسفی آن بر اساس نظریۀ قوه و فعل بررسی می‌شود و سپس نسبت آن با جنسیت در منظومۀ کلام اسلامی تبیین می‌گردد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که زن و مرد هرچند در گوهر انسانیت مشترک‌اند، اما مسیرهای رشد آنان در پرتو تفاوت‌های تکوینی، متنوع و مکمل است. این تحلیل ضمن نقد دو افراط &amp;amp;laquo;جنسیت‌زدایی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;جنسیت‌زدگی&amp;amp;raquo; در نظریات غربی، تأکید می‌کند که رشد زنانه تنها در بستر هویت اصیل زنانه معنا می‌یابد. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای متون کلامی، فلسفی و آثار معاصر در حوزۀ کلام جنسیتی است. نتیجۀ پژوهش آن است که تبیین کلامی رشد زنانه نه‌تنها مبنای نظری لازم برای غنای مباحث علمی است، بلکه کاربردی مستقیم در سیاست‌گذاری اجتماعی و فرهنگی دارد و می‌تواند با ارائۀ معیارهای جایگزین، در اصلاح رویکرد برنامۀ هفتم پیشرفت و طراحی الگوی بومی عدالت جنسیتی و شکوفایی زنان راهگشا باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاوشی در معرفت‌شناسی عقل از منظر علامه‌مجلسی و مقایسه آن با مکتب‌تفکیک</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_11579.html</link>
      <description>علامه‌مجلسی، اندیشمند برجسته شیعه، به دلیل آثار حدیثی فراوان، به ظاهرگرایی شهرت دارد. ایشان در عین بهره‌گیری از ادله عقلی و قائل شدن به نقش مهم عقل در معرفت‌دینی، در برخی موارد به نقد عقل نیز پرداخته است. ازاین‌رو، بررسی جایگاه معرفت‌عقلی در اندیشه ایشان ضروری می‌نماید. با توجه به رویکرد نگره‌تفکیک در عصر حاضر که با تکیه بر آرای پیشینیان، به ویژه علامه‌مجلسی، به انکار معرفت‌عقلی می‌پردازد، مقایسه دیدگاه‌های علامه‌مجلسی با این نگره برای تبیین اشتراکات و افتراقات آن دو حائز اهمیت است. پژوهش حاضر، با هدف تحلیل معرفت‌عقلی از منظر علامه‌مجلسی و مقایسه آن با دیدگاه ‌تفکیک، به این پرسش می‌پردازد: دیدگاه معرفت‌شناختی علامه‌مجلسی در باب عقل چیست و چه اشتراکات و افتراقاتی با تفکیکیان دارد؟نتایج این تحقیق نظری و مسأله‌محور که با مطالعه کتابخانه‌ای اطلاعات آن جمع‌آوری شده نشان می‌دهد که رویکرد علامه‌مجلسی به معرفت‌‌عقلی، متعادل بوده و عقل را هم‌عرض نقل در معرفت‌دینی می‌داند. لذا اختلافات بنیادینی از جمله در امکان شناخت‌عقل، اعتبار قوه عقل، قلمرو مدرکات عقل و نقش عقل در دین‌پژوهی میان دیدگاه‌ وی با نظر تفکیک مشاهده می‌شود؛ علامه‌مجلسی این جنبه‌ها را معتبر می‌شمارد، در حالی‌که تفکیکیان آنها را رد یا محدود می‌کنند . این اختلافات، دیدگاه علامه‌مجلسی را از نگره‌تفکیک متمایز می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین فلسفی حجب نوری براساس مبانی حکمت متعالیه</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_10601.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;حجاب نورانی&amp;amp;raquo; از جمله اصطلاحات رمزآلود در عرفان اسلامی است، که در متون ماثور دینی نیز مورد استفاده قرار گرفته است. صدرالمتألهین علی‌رغم پذیرش این اصطلاح و باور به وجود حجاب‌هایی نورانی در مراحل بالای سلوک که مجرد از ماده‌اند، هم‌صدا با دیگر فلاسفۀ اسلامی قائل به انحصار مفهوم حجاب در مادیات است. در پژوهش حاضر تلاش شده با رویکرد فلسفی چگونگی حجاب در مجردات تبیین گردد. در این راستا، ضمن بررسی لغوی و اصطلاحی واژۀ &amp;amp;laquo;حجاب&amp;amp;raquo;، با کشف و تحلیل آن دسته از مبانی اساسی حکمت متعالیه که در تبیین این مسئله نقش دارند، همچون نبود مرز قاطع میان مجرد و مادی و نیز اعتقاد به نظریۀ روح معنا، که با مبانی صدرائی هماهنگی کامل دارد، تعریفی عدمی اما جامع از حجاب که می‌تواند بر مصادیق متفاوت مادی و مجرد یا نورانی و ظلمانی منطبق باشد ارائه شده است. در ادامه، با عنایت به مبانی صدرائی تفسیری وجودی نیز از &amp;amp;laquo;حجب نوری&amp;amp;raquo; ارائه گردیده که همان &amp;amp;laquo;شدت ظهور و تجلی کمالات الهی&amp;amp;raquo; است. همچنین یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد، با تبیین دقیق مبانی وجودشناختی صدرائی، امکان تحقق حجاب در عوالم مجرد به گونه‌ای اثبات می‌شود که هیچ تعارضی با دیدگاه فلسفی انحصار حجاب در مادیات ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی اندیشه‌های کلامی محمد عمر سربازی در نقد باورهای وهابیت</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_11930.html</link>
      <description>جریان وهابیت با برداشت‌های ظاهرگرایانه و تکفیری خود، همواره باعث ایجاد شبهات و اختلافات عقیدتی در جهان اسلام شده است. این پژوهش به بررسی مبانی کلامی محمدعمر سربازی، از عالمان برجسته دیوبندی در ایران، به عنوان نماینده‌ای از جریان اصلی اهل سنت، در پاسخ به این شبهات می‌پردازد. این مطالعه به روش تحلیلی-توصیفی و با استناد به آثار مکتوب سربازی و دیگر متون اصلی دیوبندی و وهابی انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد سربازی با تکیه بر مبانی مکتب ماتریدی، فقه حنفی و تصوف نقشبندی، در هشت محور اصلی به نقد وهابیت پرداخته است:1. تکفیر: با استناد به قاعده &amp;amp;laquo;عدم تکفیر اهل قبله&amp;amp;raquo;، به شدت با رویکرد تکفیری وهابیت مخالفت می‌کند.2. صفات خبری: برای پرهیز از تشبیه و تجسیم، تأویل این صفات را ضروری می‌داند، برخلاف رویکرد &amp;amp;laquo;بی‌کیفیت&amp;amp;raquo; وهابیت.3. حیات برزخی: با اثبات حیات انبیاء و اولیاء در قبور و سماع موتی، مبانی عقیدتی توسل، زیارت و استغاثه را مستحکم می‌سازد.4. توسل و استغاثه: توسل به ذات پیامبر(ص) و اولیاء -چه در حیات و چه پس از ممات- را به شرط عدم اعتقاد به استقلال آنان، جایز می‌شمارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی دیدگاه شیخ مفید و ملا صدرا درباره عالم ذر</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_10395.html</link>
      <description>عالم ذر از مسائل دشوار و جذاب معارف دینی است که در قرآن به اجمال و در روایات با تفصیل بیشتر مطرح شده است. جریان عالم ذر از جهات مختلف مورد بحث و بررسی اندیشمندان علوم اسلامی قرار گرفته است. برخی به نمادین بودن جریان ذر حکم نموده و عده‌ای نیز آن را به‌عنوان امر واقعی پذیرفته‌اند. در دستۀ دوم، کسانی عالم ذر را به‌معنای ظاهری تفسیر کرده و گروهی نیز، به تأویل و توجیه آن اقدام نموده‌اند. شیخ مفید با ملاحظۀ برخی جهات، جریان ذر را تأویل نموده است. ملاصدرا نیز تأویلی حکمی از عالم ذر ارائه کرده است. سؤال تحقیق این است که نقاط اشتراک و اختلاف مواجهه و تأویل این دو اندیشمند شیعی نسبت به عالم ذر چیست؟ در این مقاله، به روش تحلیل محتوا و شیوۀ مقایسه‌ای، مواجهۀ ملاصدرا و شیخ مفید مورد مطالعۀ تطبیقی قرار گرفته و نشان داده شده است که آن دو در برخی جهات مثل ارزیابی اعتبار سندی و تحقق ذرات بدون تعلق روح اختلاف، و در جهات دیگری مانند نفی تفسیر ظاهری، ارائۀ تأویل عقلانی و مواجهه با اشکالات با یکدیگر اشتراک&amp;amp;rlm;نظر دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>«نقد و تحلیل رابطه‌ی ایمان عاشقانه با انسجام اجتماعی و اخلاق جمعی»</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_11915.html</link>
      <description>نظریۀ &amp;amp;laquo;ایمان عاشقانه&amp;amp;raquo;، بر تجربۀ عاطفی و رابطۀ قلبی فرد با خداوند تأکید ورزیده و ایمان را فراتر از باور به گزاره‌های معرفتی، به سطحی ذوقی و پرشور جهت می‌دهد. این رویکرد، پرسش‌های بنیادینی را در زمینۀ کارکردهای اجتماعی و اخلاقی دین برمی‌انگیزد. در این راستا، پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که: آیا انسجام اجتماعی و اخلاق جمعی، قابلیت برآمده از مفروضات نظریۀ &amp;amp;laquo;ایمان عاشقانه&amp;amp;raquo; است؟ این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی، به واکاوی انتقادی مبانی انسان‌شناختی و معرفت‌شناختی &amp;amp;laquo;ایمان عاشقانه&amp;amp;raquo; پرداخته است. نتایج حاصل از تحلیل نشان می‌دهد که این نظریۀ ضمن ارائۀ تفسیری جذاب از تجربۀ فردی دینداری و تقویت انگیزه‌های درونی برای التزام به ساحت قدسی، در برآورده ساختن الزامات بنیادین انسجام اجتماعی و تحقق اخلاق جمعی با چالش‌های جدی مواجه است. تأکید افراطی بر جنبه‌های عاطفی و فردی ایمان، بدون توجه کافی به سازوکارهای هنجاری، عقلانی و ارشادی دین، می‌تواند به نسبی‌گرایی اخلاقی و تضعیف مسئولیت‌پذیری جمعی منجر شود. بنابراین، در حالی که &amp;amp;laquo;ایمان عاشقانه&amp;amp;raquo; پتانسیل تقویت بُعد معنوی زندگی فردی را داراست، برای حصول کارکردهای اجتماعی و اخلاقی پایدار، نیازمند تلفیق با چارچوب‌های نظری و عملیِ تأکیدکنندۀ جنبه‌های عقلانی، اجتماعی و شرعی دین، مطابق با مبانی الهیاتی اسلام، می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی ترک اولی و نقد سازگاری آن با عصمت انبیا با تأکید بر رویکرد حکمی_عرفانی</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_11581.html</link>
      <description>در اندیشۀ امامیه پس از اثبات وجوب بعثت انبیاء، مهم‌ترین مسئلۀ ضرورت عصمت ایشان است. لزوم اتباع از نبی متوقف بر حصول اطمینان از مصونیت او در دریافت و ابلاغ وحی الهی است؛ بنابراین نبی باید از جمیع گناهان، خطاها و اموری که موجب تشکیک و تنفر مردم می‌شود، معصوم باشد. از طرفی در قرآن کریم مواردی ذکر شده است که مفسران و متکلمان آن را به ترک اولی نبی تحویل برده و ترک اولی را منافی عصمت نمی‌دانند. در این نوشتار که با رویکرد تحلیلی و انتقادی سامان یافته است، با ذکر نقدهایی بر این نظر، روشن می‌شود که به‌لحاظ عقلی و نقلی، امکان ترک اولی در پیامبران الهی به‌ویژه پیامبران اولوالعزم منافی عصمت است و آیات قرآنی بیانگر این مسئله با نظر به تفاسیر معتبر هر یک تأویل خاص خود را دارد و بیانگر آن است که انتخاب نبی در مسیر هدایت تشریعی و تکوینی و ایصال به مطلوب بوده است. دستاورد پژوهش مبین این است که عدم اختیار اولی و انتخاب غیراولی بر اساس علم نبی است و آنچه غیراولی به نظر می‌رسد مبتنی بر اندیشۀ حکمی و عرفانی و با توجه به اقتضائات موجود اولی بوده و نبی بهترین گزینه را در مسیر هدایت تکوینی و تشریعی انتخاب کرده است؛ بنابراین دستاورد پژوهش عبارت از این است که نبی بر اساس علم و عصمت، اختیار و اراده همواره فعل اولی را اختیار می‌کند، و اگر فعلی غیراولی به نظر می‌رسد برای ما این گونه به نظر می‌رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تطبیقی و تحلیل انتقادی خوانش میرزا جواد تهرانی و ملاصدرا از «هویت، مکان و زمان وقوع قیامت»</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_11115.html</link>
      <description>در مورد هویت عالم قیامت در میان متفکران اسلامی، دو دیدگاه کلی وجود دارد: 1. قیامت حادثه‌ای زمانی و از جنس عالم دنیا است که در آینده رخ می‌دهد. 2. قیامت، عالمی مجرد از زمان و مکان است و در طول عالم دنیا قرار گرفته است. میرزا جواد تهرانی معتقد است که خداوند قیامت را بعد از فنا و نابودی عالم دنیا ایجاد می‌کند و نفوسی که در عالم برزخ به سر می‌برند، بعد از انعدام عالم دنیا، به بدن مادی داخل قبر باز می‌گردند و وارد عرصه قیامت می‌شوند تا پاداش داده شده یا مجازات شوند. اما بر اساس دیدگاه ملاصدرا، هویت قیامت، کاملاً فرازمانی است و در طول عالم دنیا است. نفوس نیز بعد از قطع تعلق از بدن مادی، به اضطرار وارد عالم قبر یا برزخ می‌شوند و بعد از انقضای مدت برزخ، وارد عرصه قیامت می‌شوند. پژوهش حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی نگاشته شده است، می‌کوشد ضمن مقایسه این دو دیدگاه، نشان بدهد که خوانش میرزا جواد تهرانی، حاصل تحمیل پیش فرض‌های ذهنی این محقق بر ظواهر آیات قرآن کریم است. در نهایت این نتیجه حاصل شده است که دیدگاه دوم (ملاصدرا) با ظواهر آیات قرآن هماهنگی، سازگاری و توافق بیشتری دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأسیس اصول لفظیۀ عقلی در جهت استنباط معانی فرامادی با تکیه بر تقریر حکمت متعالیه از روح معنا</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_10441.html</link>
      <description>از دیرباز تا کنون، استنباط صحیح از آیات و روایات تا حد قابل توجهی متأثر از اسلوب خاصی با عنوان اصول لفظیه بوده است. این اصول اما، مستند به فهم عرف می‌باشد، لذا محدود به فهم معانی عرفی از کلام است. در این نوشتار بررسی می‌گردد: در استنباط مفاهیم فراتر از حد عرف، آیا می‌توان با تکیه بر تحلیل عقل و تقریر خاصی از نظریۀ روح‌معنا به اسلوبی صحیح جهت استنباط یافت؟ در این پژوهش، با روش توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی، اصول لفظیه مورد بررسی قرار گرفته و با تبیین ملاک حجیت و موارد استناد به این اصول، بیان می‌شود: اصول لفظیه از جهت تکیه بر فهم عرفی، صرفاً در استنباط معانی قابل ادراک عرف کاربردی هستند. سپس، نتیجۀ استناد به اصول مذکور در برخی آیات مبین مضامین عالیه، از قبیل &amp;amp;laquo;دست خدا&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نزول خداوند میان ابر&amp;amp;raquo;، مورد بررسی قرار خواهد گرفت و ضمن تبیین توالی فاسد حاصل از استناد مذکور، اثبات می‌گردد اصول لفظیه در جهت استنباط مضامین عالی و مفاهیم فراعرفی از آیات و روایات، قابل استناد نخواهد بود. نهایتاً، با تکیه بر تقریر بزرگان حکمت متعالیه از روح‌معنا، اقدام به تأسیس اصول لفظیه‌ای عقلی، در جهت استنباط مضامین عالی از آیات و روایات می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مقایسه‌ای روش‌شناسی امامت‌پژوهی کتاب‌های محاسن برقی و بصائرالدرجات صفار</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_11876.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با رویکردی تطبیقی به بررسی روش‌شناسی امامت‌پژوهی در المحاسن برقی و بصائرالدرجات صفّار می‌پردازد. مسئله‌ی اصلی این تحقیق آن است که هر یک از این آثار با چه رویکردی و ساختار روایی به تبیین امامت پرداخته‌اند؟ فرضیه پژوهش بر آن است که دغدغه‌های کلامی و زمینه‌های فکری هر محدّث، بر شیوه روایت‌گری و نحوه سامان‌دهی احادیث تأثیر داشته است.روش تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی است. نتایج نشان می‌دهد که هردو نویسنده، امامت را به‌مثابه محور تمامی شئون دینی تلقی کرده‌اند؛ با این تفاوت که برقی در المحاسن رویکردی کاربردی و تربیتی در تبیین آموزه امامت دارد، به‌گونه‌ای که پیوند باور به امامت با زیست دینی مؤمن را در عرصه‌هایی چون ثواب اعمال و عقاب گناهان نشان می‌دهد. در مقابل، صفّار در بصائرالدرجات با تمرکز بر مقامات و فضائل امامان (ع)، جنبه‌های درونی، روحانی و وجودی امامت را برجسته می‌سازد.جمع‌بندی نهایی پژوهش حاکی از آن است که تفاوت در هدف و افق معرفتی مؤلفان به ایجاد دو الگوی متمایز در امامت‌پژوهی انجامیده است؛ یکی الگوی اخلاقی ـ اعتقادی برقی و دیگری الگوی ایمانی ـ معرفتی صفار، که در مجموع تصویری دوگانه از تحول روش‌شناسی حدیثی شیعه در قرون نخستین ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی ملاک رضایت الهی در نظام شفاعت از دیدگاه علّامه طباطبایی و فخر رازی (با تکیه بر تفاسیر المیزان و مفاتیح ‌الغیب)</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_10483.html</link>
      <description>شفاعت یکی از باورهای اصلی در نظام اعتقادی اسلام است که تحقق آن، بنا بر تصریح قرآن کریم، مشروط به رضایت الهی است. آیۀ &amp;amp;laquo;وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى&amp;amp;raquo; (انبیاء: ۲۸) به این وابستگی اشاره دارد، اما ملاک رضایت خداوند در این آیه و دیگر آیات به‌طور صریح بیان نشده است. همین ابهام، زمینه‌ساز مسئلۀ اصلی این پژوهش شده است. مقالۀ حاضر با روشی توصیفی‌ـ‌تحلیلی و رویکردی مقایسه‌ای، به بررسی دیدگاه‌های علامه طباطبایی و فخر رازی دربارۀ ملاک رضایت الهی در نظام شفاعت می‌پردازد و تفاسیر المیزان و مفاتیح‌الغیب را مبنای تحلیل قرار داده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که هر دو اندیشمند، رضایت از دین فرد را ملاک رضایت الهی می‌دانند. علامه طباطبایی، افزون بر ایمان، طهارت نفس را نیز شرط اصلی می‌داند، اما فخر رازی با استناد به روایات، بر باور قلبی به توحید تأکید دارد. همچنین، هر دو متفکر، ملاک‌هایی چون عمل صالح، تقوا، صداقت، هجرت و جهاد را به‌عنوان ملاک‌های مکمل مطرح کرده‌اند. در نگاه علامه، شفاعت شامل مؤمنان گناهکار از اصحاب یمین می‌شود، ولی فخر رازی شفاعت را در چارچوب مبانی اشعری برای مؤمنان فاسق نیز قابل تحقق می‌داند. در مجموع، دیدگاه علامه به‌لحاظ سازگاری با عدل و حکمت الهی، انسجام بیشتری دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی مبانی هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی بطون قرآن در اندیشه علامه طباطبایی و امام خمینی ره</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_11633.html</link>
      <description>این پژوهش به تبیین تطبیقی مبانی هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی بطون قرآن از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی (ره) پرداخته است. با روش توصیفی‑تحلیلی و تطبیقی، آثار اصلی دو اندیشمند بررسی شده است.یافته‌ها نشان می‌دهد که هر دو متفکر قرآن را دارای مراتب باطنی می‌دانند و میان ظاهر و باطن پیوستگی قائل‌اند. اما تفاوت اساسی دارند: از نظر هستی‌شناختی، علامه در چارچوب حکمت متعالیه، قرآن را حقیقتی تشکیکی می‌داند؛ در حالی که امام خمینی با رویکرد عرفانی، آن را تجلی اسم اعظم و مرتبط با انسان کامل تلقی می‌کند. از نظر معرفت‌شناسی، علامه بر روش تفسیر قرآن به قرآن، تدبر، عقل و روایات تأکید دارد و طهارت نفس را کمک‌کننده می‌داند، اما امام خمینی تهذیب نفس و سلوک معنوی را شرط اساسی و شهود عرفانی را ابزار اصلی کشف بطون معرفی می‌کند.در پایان، پژوهش با تحلیل نقاط قوت و ضعف هر دیدگاه، نظریه‌ای ترکیبی شامل سه سطح بطون (معنایی، مصداقی، وجودی) و چهار معیار اعتبار ارائه می‌دهد که چارچوبی نوین برای مطالعات فلسفی و عرفانی بطون قرآن به شمار می‌رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کارآمدی نظریۀ خیر عمومی در حل بحران محیط‌زیست</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_11204.html</link>
      <description>این مقاله کارآمدی نظریۀ خیر عمومی را در حل بحران‌های زیست‌محیطی با تمرکز بر دیدگاه‌های مسیحی و اسلامی بررسی می‌کند. نظریۀ خیر عمومی، ریشه‌دار در فلسفۀ ارسطویی و تومیستی، بر شکوفایی جمعی و عدالت بین‌نسلی تأکید دارد و با مفاهیم سرپرستی مسیحی و خلافت اسلامی هم‌راستا می‌شود. این مطالعه از طریق تحلیل تطبیقی، همگرایی‌های سنت‌های مسیحی و اسلامی را در ترویج پایداری زیست‌محیطی و مسئولیت جمعی در حفاظت از محیط&amp;amp;lrm;زیست، برجسته می‌کند و در عین حال واگرایی‌هایی مانند انسان‌محوری در این سنت‌ها را نقد می‌کند. نظریۀ خیر عمومی از طریق یکپارچه‌سازی اصول الهیاتی مانند عدالت، جامعه و انگیزه‌های معنوی، چارچوبی نظری ارائه می‌کند که اخلاق دینی را با حکمرانی زیست‌محیطی پیوند می‌دهد. این چارچوب، گفت‌وگوهای بین‌ادیانی و کاربردهای عملی را در مواجهه با چالش‌های زیست‌محیطی ترویج می‌دهد؛ البته با وجود توانایی غنی‌سازی سیاست‌های زیست‌محیطی، در این نظریه، محدودیت‌هایی مانند ساده‌سازی نظریه‌های الهیاتی و چالش‌های اجرایی در زمینه‌های متنوع فرهنگی وجود دارد. این مطالعه بر ضرورت تحقیقات آینده برای رفع این شکاف‌ها و تقویت همکاری بین جهان‌بینی‌های دینی و سکولار تأکید می‌کند تا رویکردی فراگیر به پایداری جهانی زیست‌محیطی ارائه دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رهیافتی بر اندیشه کلامی راغب اصفهانی در کتاب "مفردات الفاظ القرآن"</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_11645.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی اندیشه‌های کلامی راغب اصفهانی در کتاب مفردات الفاظ القرآن می‌پردازد. هدف آن تبیین معنای حقیقی اصطلاحات کلامی قرآن و کشف جهت‌گیری‌های کلامی راغب از خلال تحلیل واژگان است. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و بر مبنای استاد کتابخانه ای است و بر پایه بررسی اصطلاحات مهم اعتقادی و کلامی اسلام چون، خداشناسی و توحید،اسم وصفت الهی، انسان،دین وشریعت، عدل الهی، جبرو اختیار، قضا و قدر،پیامبر و عصمت او، حقیقت وحی و معاد و مباحث مربوط به آن بر مبنای این کتاب می باشد، که در ضمن آن می توان به گوشه هایی از اندیشه کلامی راغب دست پیدا کرد. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که او در بحث توحید بر یگانگی مطلق خدا و نفی هرگونه شریک تأکید دارد. در موضوع صفات الهی نیز بر تنزیه خدا از تشبیه و همانندی با مخلوقات تأکید می‌کند. همچنین علم الهی را فراگیر و نامحدود دانسته و قضا و قدر را از مراتب علم الهی معرفی می‌کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد مفردات تنها یک اثر لغوی نیست، بلکه دارای محتوای کلامی قابل توجهی است. بدین معنا که او بیش از آنکه به مناقشات فرقه‌ای بپردازد، تلاش می‌کند از طریق تحلیل دقیق الفاظ قرآن، بنیان‌های معرفتی، کلامی و اعتقادی اسلام را روشن سازد</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی اندیشۀ سیاسی احمد بن حنبل و نسبت آن با مردم‎سالاری دینی</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_10555.html</link>
      <description>این مقاله به بازخوانی اندیشۀ سیاسی احمد بن حنبل و بررسی نسبت آن با نظریۀ مردم‌سالاری دینی می‌پردازد. احمد بن حنبل، از برجسته‌ترین متفکران اهل حدیث، با تأکید بر سه مؤلفۀ مشروعیت خلافت، ضرورت اطاعت از حاکم و جایگاه مرجعیت عالمان دینی، الهیات سیاسی خاصی را در سنت اهل‌سنت بنیان نهاد. در مقابل، مردم‌سالاری دینی به‌معنای ترکیب مشروعیت الهی با مشارکت فعال مردم در فرآیند حکمرانی و اعمال قدرت سیاسی است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی وجوه اشتراک و افتراق اندیشۀ سیاسی احمد بن حنبل با نظریۀ مردم‌سالاری دینی پرداخته و می‌کوشد کارآمدی آن را در حل مسائل جوامع اسلامی نشان دهد. پرسش اصلی این است که آیا اندیشۀ سیاسی احمد بن حنبل می‌تواند مکملی برای نظریۀ مردم‌سالاری دینی باشد و در پر کردن خلأهای احتمالی آن نقش‌آفرین گردد؟ یافته‌های پژوهش حاکی است که هرچند سایر قرائت‌های مبتنی بر مردم‌سالاری دینی در پاسخ به نیازهای سیاسی جوامع اسلامی دستاوردهایی داشته‌اند، اندیشۀ احمد بن حنبل به‌دلیل تأکید بر پیوند وثیق میان شریعت و قدرت سیاسی، رعایت مصالح عمومی امت و نقد قدرت‌های استبدادی، ظرفیت‌هایی تازه برای بازخوانی مفهومی از مردم‌سالاری دینی ارائه می‌دهد. در این چارچوب، مردم‌سالاری دینی به‌معنای سازگاری میان ارادۀ عمومی جامعه و مبانی وحیانی اسلام تعریف می‌شود؛ مبانی‌ای که شامل حاکمیت الهی، مشارکت مردم در تصمیم‌گیری، عدالت اجتماعی و صیانت از شریعت است. بدین‌سان، بازخوانی اندیشۀ احمد بن حنبل نه‌تنها می‌تواند مکملی برای نظریۀ مردم‌سالاری دینی تلقی شود، بلکه ظرفیت نظری جدیدی برای مواجهه با چالش‌های معاصر جهان اسلام &amp;amp;ndash; از جمله بحران مشروعیت، استبداد سیاسی و نیاز به مشارکت مردمی &amp;amp;ndash; فراهم می‌آورد. این بازخوانی همچنین می‌تواند بستری برای گفت‌وگوی نظری و تحلیلی میان سنت‌های فکری شیعه و سنی فراهم آورد و به غنای مفهومی و توسعۀ ادبیات علمی-سیاسی اسلامی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی دلالت «استواء الهی بر عرش» بر تنزیه یا تجسیم در منابع فریقین با تاکید بر احادیث کافی و صحیح بخاری</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_11964.html</link>
      <description>ظاهرگرایی، در تفسیری ظاهری از برخی عبارات قرآنی، از جمله، &amp;amp;laquo;استواء بر عرش&amp;amp;raquo;، به نوعی جسمانیت در باب خداوند می‌رسد که در تحلیلی عقل‌گرایانه و تأویلی، با توحید خداوند در ابعاد مختلف، سازگاری ندارد. نحله های اسلامی برای توجیه مبانی خود معمولا به کتب روایی نیز استناد می‌کنند. در این صورت، مسئله این می‌شود که آیا آن مستندات به اندازه کافی از مدعیات پشتیبانی می‌کنند یا خیر. در این میان، مطالعه تطبیقی در منابع فریقین (شیعه وسنّی) که جبهه‌های اصلی تنزیهی و تشبیهی را شکل می‌دهند، نتایج بهتری را در تعیین جهت‌گیری غالب منابع اسلامی ارائه می‌کند وصحّت‌سنجی مناسبی خواهد بود از میزان حمایت روایات از مدعای کلامی. آیا منابع روایی حمایت کافی از دیدگاه تجسیمی دارند؟ این مقاله می‌کوشد با مطالعات کتابخانه‌‌ای و به روشی تطبیقی- تحلیلی، با تبیین &amp;amp;laquo;استواء علی العرش&amp;amp;raquo; در دو منبع روایی اسلامی، به صحّت‌سنجی تطبیقیِ دلالت احادیث این کتب معتبره بر دیدگاه‌های تنزیهی یا تجسیمی بپردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که این احادیث به طور مستقیم یا غیر مستقیم، بر تنزیه دلالت دارند نه تجسیم؛ واستنباط‌های تجسیمی در هردو منبع مورد مخالفت‌هایی قرار گرفته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی مفهوم استجابت دعا، با مداقه در آرای حکیم سبزواری</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_10743.html</link>
      <description>یکی از چالش‌برانگیزترین مفاهیم در حوزۀ باورهای دینی، &amp;amp;laquo;مفهوم استجابت دعا&amp;amp;raquo; می‌باشد. عموم دین‌باوران، استجابت دعا را منحصراً به‌معنای تحقق مطلوب مورد نظر خود دانسته و برآورده نشدن خواستۀ خود را به‌منزلۀ عدم استجابت دعا تلقی می‌کنند؛ این در حالی است که شواهد عقلی و نقلی متعددی حاکی از آن است که مفهوم دعای مستجاب، گسترده‌تر از این تصور رایج می‌باشد. پژوهش حاضر با شیوۀ توصیفی تحلیلی و با محوریت آرای ملاهادی سبزواری به واکاوی این مسئله می‌پردازد تا تبیین حکمی نظام‌مندی از &amp;amp;laquo;مفهوم استجابت دعا&amp;amp;raquo; ارائه دهد. با مداقه در آرای حکیم سبزواری این نتیجه حاصل می‌شود که استجابت دعا به سه نحو قابل تبیین است: &amp;amp;laquo;استجابت به‌معنای حاصل شدن خواستۀ بنده، استجابت به‌معنای نفس توفیق دعا، و استجابت به‌معنای تبدیل دعا به خیر برتر&amp;amp;raquo;. در تفسیر اول -که متداول‌ترین تبیین است- &amp;amp;laquo;عدم استجابت دعا&amp;amp;raquo; معنا پیدا می‌کند، درحالی‌که بر اساس تفسیر دوم و سوم دعا همواره مستجاب است. این خوانش ویژه از استجابت دعا علاوه بر سازگاری با دلایل نقلی، پیامدهای ارزشمندی را در پی دارد: &amp;amp;laquo;رفع تعارض ظاهری در متون دینی، اثربخش بودن همه دعاها، مطلوبیت ذاتی دعا، بازنگری در مفهوم دعای لحن، و دعا به‌مثابۀ سلوک وجودی&amp;amp;raquo;. این پژوهش، علاوه بر آنکه &amp;amp;laquo;تطابق مبانی حکمی با آموزه‌های وحیانی&amp;amp;raquo; را به‌روشنی آشکار می‌کند، اهمیت توجه به مبانی عقلی برای تبیین آموزه‌های دینی را نیز بیش از پیش نمایان ساخته و همچنین درک عمیق‌تری از فلسفۀ عبادات در حکمت متعالیه به‌دست می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاوشی در دلالت آیۀ ابتلاء بر نصب الهی امام با محوریت نقد آراء فخر رازی</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_11776.html</link>
      <description>آیۀ ۱۲۴ سورۀ بقره، مشهور به &amp;amp;laquo;آیۀ ابتلاء&amp;amp;raquo;، از بنیادی‌ترین آیات قرآن در تبیین جایگاه و ماهیت امامت است. این آیه پس از بیان سلسله‌ای از ابتلائات حضرت ابراهیم (ع)، از اعطای مقام امامت به ایشان سخن می‌گوید؛ مقامی که چیستی و قلمرو آن میان مف مسئلۀ اصلی این پژوهش آن است که آیا امامتِ مذکور در آیه، مترادف با نبوّت است یا مرتبه‌ای مستقل و والاتر از آن را می‌نمایاند و چه نسبتی با نصب الهی و شرط عصمت دارد. این تحقیق با روش تحلیلی ـ انتقادی است.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که اطلاق سیاق آیه و پیش‌فرض‌های کلامیِ مستفاد از آن، دلالت دارد که حضرت ابراهیم علیه‌السلام پیش از اعطای امامت، دارای مقام نبوّت بوده و بنابراین، امامت در این آیه قابل تقلیل به نبوّت نیست. همچنین بر اساس جمله &amp;amp;laquo;لا یَنالُ عَهْدی الظّالِمین&amp;amp;raquo;، تنها انسان کاملاً منزّه از هرگونه ظلم شایستگی این منصب را دارد؛ نتیجه‌ای که بر لزوم عصمت، طهارت و برخورداری از علم لدنی برای امام دلالت می‌کند. بر این اساس، امامت در آیۀ ابتلاء حقیقتی الهی به معنای زعامت دینی، باطنی و اجتماعی و نیز هدایت تشریعی و تکوینی است که تحقق آن تنها در پرتو نصب الهی و مقام عصمت امکان‌پذیر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین نظریه «امر بین‌الامرین» در تفسیر المیزان: جمع اراده مطلق الهی و اختیار انسان با الگوی مالک مطلق و مالک مقید</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_11723.html</link>
      <description>مقاله به تحلیل حقیقت &amp;amp;laquo;اراده الهی و شمول آن&amp;amp;raquo; در اندیشه علامه طباطبایی می‌پردازد و می‌کوشد جایگاه اراده را در منظومه تفسیری&amp;amp;ndash;کلامی او تبیین کند. پرسش اصلی آن است که اراده الهی ، تا چه حد بر سراسر هستی و افعال انسان احاطه دارد و چگونه می‌توان آن را با مسئله شرور و اختیار بشری جمع کرد؟. پژوهش با روش توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و با تکیه بر آیات، روایات و آثار علامه، به‌ویژه المیزان، و نیز گزارش و نقد دیدگاه‌های متکلمان و حکما سامان یافته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که علامه، ضمن اثبات مرید بودن خدا، اراده الهی را از صفات فعل دانسته و حقیقت آن را همان ایجاد، معرفی می‌کند از مقام فعل و از نظام علی و معلولی عالم انتزاع می‌شود. در این چارچوب، اراده تکوینی حقیقت اراده و اراده تشریعی عنوانی مجازی و منتزع از آن است و شرور، فقدان کمال دانسته می‌شوند که به‌عنوان شر به خدا نسبت داده نمی‌شوند. نتیجه آن است که در دستگاه علامه، یک اراده واحد الهی هم اصل وجود اشیاء و هم نظم علّی آنها را افاضه می‌کند و با تبیین نسبت ربطی وجود ممکن به واجب، شمول مطلق اراده الهی با اختیار حقیقی انسان در قالب نظریه &amp;amp;laquo;امر بین الامرین&amp;amp;raquo; جمع می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان تحقق عقلانیت مسئولانه: مطالعه تحلیلی _ تطبیقی عقل گرایی حداکثری و عقل گرایی اعتدالی</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_11916.html</link>
      <description>نسبت عقل و دین از بنیادی‌ترین مسائل در حوزه فلسفه دین و مسائل کلام جدید است که محل تضارب آراء اندیشمندان گردیده است. پژوهش حاضر با اتخاذ روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و با رویکردی انتقادی، به واکاوی مقایسه‌ای دو پارادایم &amp;amp;laquo;عقل‌گرایی حداکثری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;عقل‌گرایی اعتدالی&amp;amp;raquo; می‌پردازد. عقل‌گرایی حداکثری بر ضرورت اقامه برهان فلسفی برای تمامی باورهای دینی تأکید می‌ورزد، در حالی که عقل‌گرایی اعتدالی با تصریح بر محدودیت‌های ذاتی عقل، برای عقل سلیم و باورهای پایه جایگاهی ویژه قائل است. این نوشتار فراتر از توصیف‌های رایج، به تحلیل مبانی هستی‌شناختی، کارکردهای هرمنوتیکی و پیامدهای الهیاتی این دو رویکرد در مواجهه با چالش‌هایی نظیر تکثرگرایی و مدرنیته ورود کرده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که عقل‌گرایی حداکثری علی‌رغم استحکام در دفاع برهانی، در ساحت اقناع عمومی و تعامل با نصوص با چالش مواجه است؛ در مقابل، عقل‌گرایی اعتدالی ضمن پیوند مؤثر با زیست مؤمنانه، در پاسخ‌گویی به نقدهای معرفتیِ پیچیده نیازمند بازسازی است. در نهایت، این تحقیق با نقد نظام‌مند هر دو رویکرد، مدلی تلفیقی تحت عنوان &amp;amp;laquo;عقلانیت مسئولانه&amp;amp;raquo; پیشنهاد می‌کند که هم‌زمان واجد استحکام منطقی و قابلیتِ پذیرش در ساحتِ ایمانِ شهودی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جستاری بر نسبت مرتبه وجودی امام با منصب امامت از دیدگاه حکمت متعالیه</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_11931.html</link>
      <description>نسبت میان &amp;amp;laquo;وجود امام&amp;amp;raquo; به‌منزله حقیقتی تکوینی و &amp;amp;laquo;منصب امامت&amp;amp;raquo; به‌عنوان جایگاهی تشریعی، از مسائل بنیادین در اندیشه امامیه به شمار می‌آید. پژوهش حاضر با روش تحلیلی استدلالی و با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه (اصالت وجود، تشکیک در وجود، قاعده علیت) در پی پاسخ به این پرسش است که آیا میان این دو، پیوندی اصیل و ذاتی برقرار است یا صرفاً ارتباطی اعتباری و قابل انفکاک؟ یافته‌ها نشان می‌دهد که رابطه یادشده ذاتی و غیرقابل انفکاک است و تنها با بهره‌گیری از ساختار تشکیکی وجود می‌توان تبیینی دقیق از آن به دست داد. بر این اساس، منصب امامت نه امری عارضی، بلکه شأن وجودی امام تلقی می‌گردد و تحقق عینی آن در ساحت ماده، از راه سازوکار قوه و فعل قابل توضیح است.دد د د د د دد د د د ددد د د د د د د د د د د د د د دد د د د د ددد</description>
    </item>
    <item>
      <title>امامت اجتماعی پیامبر اکرم (ص) در قرآن: شواهد، نسبت با خاتمیت و استمرار در اندیشه امامیه</title>
      <link>http://pke.journals.miu.ac.ir/article_12009.html</link>
      <description>هدف بنیادین این نوشتار، پژوهشی در موضوع امامت پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله؛ از منظر قرآن کریم و اثبات همسویی آن با اندیشۀ امامیه می باشد. پایه و اساس این مطالعه بر واکاوی مفهوم امامت و تحلیل آن در نگرش قرآنی است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای اسناد کتابخانه ای سامان یافته، و قائل است با توجه به تحلیل داده‌های قرآنی، امامت منصبی الهی است که به معنای پیشوایی امّت؛ در راستای اجرای احکام و قوانین الهی می باشد و از جمله شؤون آن، هدایت باطنی و حکومت الهی است. در حقیقت، امامت همان صورت تحقّق ارادۀ خداوند در راهبری و هدایت جامعه است. با دقّت در آیات قرآن، شاخصه هایی به چشم می خورد که بر مقام امامت پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و شؤون آن دلالت می کند. بنا بر اندیشۀ امامیه، امامت و شؤون آن با خاتمیت نبوّت پایان نمی پذیرد، بلکه این مقام الهی با تأکید بر مقام علم لدنّی و عصمت، همچون چشمه ای حیات بخش در اهل بیت پیامبر صلوات الله علیهم اجمعین متجلّی می گردد</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
